نظریه ها و درمانهای روانشناسی

هدف اصلی یک روانشناس کمک به خودش و دیگران برای تبدیل شدن به چیزی است که راجرز آن را انسان شکوفا نامید، چیزی که خیلی قبل‌تر‌ها افرادی چون شوپنهاور و نیچه با عنوان کردن انسان برتر، ماکیاولی با عنوان کردن شهریار و هابز با معرفی آدم مکانیکی‌اش گمان  کردند توانسته‌اند از آن تعریفی ارائه دهند.

تعریف انسان موفق در هر یک از این اندیشه‌ها ضمن داشتن تقابل و نقد  بر  دیگری در تعارضی سخت با تفکرات سایر مکاتب  بود با این وجود  چیزی در همه‌ی آن اندیشه‌ها و این مکاتب مشترک بود؛ ادعای  یافتن راه و تعریفی برای سعادت آدمیان.

می خواهم بدانید که  تعاریف مختلفی همیشه، به نوعی بیان شده‌اند، این اندیشه‌ها گاهی با هم درگیر و گاهی در هم ترکیب شده‌اند؛ مثلا می‌شود آنها را در آموزشهای سقراط و افلاطون و ارسطو جستجو کرد، و بعد کمی عقب تر رفت و مدل دیگری از آن را در آموزه های اپیکور و دموکریتوس  کاوید.

زمانی در آموزش‌های بودا غوطه خورد و زمانی در کنار میترا و بعدها ذرتشت نشست.

اینگونه است که ریشه یابی تفکر انسان شکوفا منجر به چرخیدنی به دور خود خواهد شد و تفکری که زمانی غربی نامیده می شود زمانی شرقی بوده و زمانی خاور میانه ای، این تبادل و حرکت همیشه وجود داشته.

از نگاه مذهبی هم البته این بحث قابل پیگیری است و هرگز نمی توان این سیر و چرخش را بدون در نظر گرفتن ادیان مختلف، اعم از شرقی و غربی و خاورمیانه ای در نظر گرفت، به صورتی که حتی فردی مانند نیچه، خروج از دینی که به نظر خودش، غلط می‌دانسته را پایان کار نمی‌داند و دعوت به بازگشت به همان مذهب برای دستچین کردن آنچه نیکی و خوبی است، می نموده.

به هر حال خود افراد مذهبی نیز همه‌ی آموزه‌هایشان را صحیح نمی دانند و همواره درصددند خرافه ای به آن راه نیابد. (هرچند در نهایت یکی گاو پرست شد و یکی موش پرست، و دسته ای ندانم گرا، و البته گروه بزرگی نیز موحد، و ناگفته میدانید توحید نیز جنبه‌ها و انواع مختلفی در بین مردمان یافت).

و اما نتیجه‌ی این گردش و تقابل و تحول چیست ؟

چیزی که انسان شکوفا می نامیم چه خصوصیت‌هایی دارد؟ 

ما در اینجا به متافیزیک نیاز داریم و بگذارید در این متافیزیک علمی بیندیشیم و با نگاهی برون از تفاوت‌های مذهبی یا بهتر بگویم مشترک در بین اکثر ادیان پاسخی برای این سوال بیابیم؛

انسان شکوفا، فردی است که هدفی برای زندگی‌اش دارد (آرامش و رضایت خاطر) و وظیفه ای در هر روز دارد (گامی که می‌تواند در آن روز در جهت هدفش بر دارد) و این گونه است که شکوفایی چیزی در انتهای مسیر نخواهد بود، بلکه مدلی است که زندگی می کند ؛ یعنی در هر روز کاری که وظیفه‌اش می دانسته را به خوبی انجام داده.

…ادامه دارد

 

 

 

 RavaMo.ir RavaMo.ir

 

بازگشت به صفحه‌ی اصلی